انگار همیشه در کاری جا مانده
اصلا هوای قهوه چطور است ؟
بداهه در کار است وکسی در سیستم قهوه دم می کند
حالا تو بیا و سرت را سر کاری بگذار
که تا به حال کسی نرفته
از مشقهای دیشب ده سالگی
تا سگ دوهای تا ابد
وچقدر دروغ گفتن قشنگ است
از بداهه دست بردار هیچ کس بداهه نیست
و دستت را برای سری بگذار که سرش میان دستهای توست
تو نیامدی
از نیامدنت امدنم افتاد مثل برف امروز که انگار هوایی شده
وجای خالی کسی را می خواهد.....
اما کسی در کار نیست
خیابانی که تصورش میکنم
برای کسی در برف نیست
هرچه دوست داری بگو شنیده می شودو می شودومی....
سرت را از هرچه هستی بردار / از این بداهه دست بردار
خانه خالیست
حتی سری که در کار نیست